ABOUT LOVE AND ANY THING ELS
in the last of time u said i am in love with u, and now i know that was lie, but i am lover unfortunately. i miss u baby.
1:خواستگاری نمیرن در نتیجه نه نمیشنون! 2:به چیزای مهم تر از شکم فک میکنن! 3:به زیبایی اهمیت میدن! 4:بهداشت براشون معنی داره! 5:هیچ وقت به خاطر بی کاریشون جلسه ی اظطراری تو خونشون نمیگیرن! 6:سربازی نمیرن که آدم بشن چون نرفته آدمن! 7:هر چه قدر در نوع خودشون زشت باشن از پسرا خوشگل ترن!
از چه بنویسم؟؟ از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟ یا از دلی که سوتو کور است؟ ... از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟ از خاطراتی که با تو در باران خیس شد؟ یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد؟ از چه بنویسم ؟؟ از نامه هایی که هیچوقت بسویت نفرستادم ؟ یا از ترانه هایی که هرگز برایت نخواندم؟ از چتری که هرگز زیر آن نایستادیم؟ یا از بدرودی که هرگز بر زبان نیاوردیم؟ من عاشق بیابانی هستم که هرگز قسمت نشد با هم در
آن قدم بزنیم… من دل بسته درختی هستم که فرصت نشد اسممان را رویش
حک کنیم….. من منتظر پنجرهایی هستم که عطر تو را دوباره به
من نشان دهد
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم ، خيره به دنبال تو گشتم ، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم . در نهانخانه ي جانم ، گل ياد تو ، درخشيد باغ صد خاطره خنديد ، عطر صد خاطره پيچيد : يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم . تو ، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت . من همه ، محو تماشاي نگاهت . آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام...
امروز اگر نیایی دیر میشود، سایه من از ردپای آشنای تو بر روی دلم دور میشود وهمچنان دورتر میشود تا به آغاز فراموشی یکدیگربرسیم و این یک آه حسرت است و این آخرین فرصت است و اینجاست که حتی اگر در آینه بنگریم ، تصویر رخ خودمان را هم نخواهیم دید و ما جزو آرزوهای محال میشویم و حسرت امیدهای ما را خاکستر میکند منی که شب نشینم چگونه با خورشید باشم ؟ من حتی با ستاره ها نیز همنشین نبوده ام! حالا تو در انتظار طلوع رویاهای خودت نشسته ای و من در انتظار اینم که رویاهای دیروز، با دلم همراه شوند! وقتی خیسی سرزمین چشمانم همیشگیست آمدن باران دگر آن شور را ندارد این مرام بی مرامی ات، این وفای بی وفایی ات ، این محبت نامهربانی هایت در حق دلم مرا مثل آتش رو به خاموشی کرده است خیلی وقت است در دریای بی انتهای غمهایت غرق شده ام
حرفای عاشقونه گلم میدونی میام هروز بیادت به تو سر میزنم میدونی... میدونی دلم واسه صدات و اینکه یبار دیگه اسممو صدا بزنی چقد شده؟؟؟ میدونی... میدونی میخوام باهات حرف بزنم اما تو اجازه ندادی میدونی که سخته میدونی... حالا خوبه عکست هست و اسه تسکین دردام واسه خاطرم که دلتنگت بشم میدونی... دوستت دارم اینو خوب میدونم که میدونی درسته خوب میدونی؟؟؟... من منتظرم...
امیدوارم روز دیدن همچین عزیزی برسه
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی اگر عشق نبود؛


Pleasure of love lasts but a moment, Pain of love lasts a lifetime.

If you love me,let me know, if not, please gently let me go
.

نگرانم…
نگرانم ! برای پشیمانی ات، زمانی که هیچ سودی ندارد
نگرانم برای عذاب وجدانت ، که تو را به دار میکشد و می کشد
روزگاری رنج تو رنجم بود
اما روزها خواهند گذشت
…..
و تو ، آری تو ؛
آنچه را به من بخشیدی
ز دست دیگری باز پس خواهی گرفت
و آنچه که من به تو بخشیدم ، هیچگاه نخواهی یافت !!
عشق چیست؟ حدیثی است که با نگاه آغاز می شود با لبخندی شیرین می شود با بوسه ای به اوج می رسد وبا اشکی پرازاندوه به پایان می رسد
ای
کاش خواننده بودم و از تو میخواندم ای کاش نویسنده بودم و ازتو مینوشتم ای
کاش نقاش بودم و تو را نقاشی میکردم ای کاش راننده بودم و با تو همسفر
جاده ها بودم ای کاش ستاره بودم و در تو جای داشتم ای کاش آهنگ بودم و تو
شعرم بودی ای کاش من ساعت بودم و تو عقربه هایم بودی ای کاش در قلبت جا
داشتم تامیدانستی که چقدر دوستت دارم
دلمو
دادم به تو،تا(ما)بشیم دلمو دادم به تو،تا دیگه تنها نباشم دلمو دادم به
تو،چون تو چشات دریارودیدم دلمو دادم به تو،تاهمه وقت یارهمیشگیم باشی دلمو
دادم به تو،چون میدونم تنهام نمی زاری
من
از خدا خواستم، نغمه های عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش
نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداری تنهایی. ولی اکنون
تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن
تو هستم
وقتی
دلت گرفت بشین به اندازه تمام دلتنگیات گریه کن . برای اینکه کسی اشکاتو
نبینه ماهی کوچیکی شو و به ته دریا برو . دیگه نه کسی صداتو می شنوه نه کسی
اشکاتو می بینه . حالا فهمیدی چرا اب دریا شووره؟
به
چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت نگاه کند.به دلی دل بسپار که جای
خالی برایت داشته باشدودستی را بپذیرکه باز شدن را بهتر از مشت بلد باشد
توپت
افتاد خونه همسایه واونم توپتو پاره کرد اصلا ناراحت نشو چون تو یه دوست
خوب داری که حاضره قلبشو بذار زیر پات تا باهاش بازی کنی
سعی
کن دریابی که مسافری آسمانی هستی و فقط برای لحظه ای کوتاه در این جا به
سر می بری، و سپس روانه ی دنیایی دلفریب و بی نظیر می شوی. فکرت را به این
زندگی کوتاه و این زمین کوچک محدود نکن. عظمت روحی را که درون توست، به یاد
داشته باش.
مرا
اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم
ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟ که
شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن
برای
عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده .
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه
ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی
جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی
عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی
خوب باش
دوست
داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست ، اسراف در محبت است . اگر میخواهی همیشه
آرام باشی ، دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر
بنویس . اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد ، سعی نکن از او
متنفر شوی، بلکه سعی کن او را فراموش کنی
ماه
نمی دونست چه جوری بتابه از روی دست تو دید و بلد شد خورشید که دید نوری
ازش نمی خوای رفت بالای قله و با تو بد شد دریا که دید موج موهات از اون
نیست غرشی کرد و ته دل حسود شد آسمون از غم که تو رو زمینی تا همیشه رنگ
چشاش کبود شد گل که دونست خزون واسه تو هیچه رنگش پرید و تو یه لحظه پژمرد
درختی که تو از پیشش رد شدی انقده برگاش رو زمین ریخت که مرد
هرگاه
دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی هرگاه
در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از
ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر
آنکس
که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که
روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من
گمان می کردم میگوید: دوستت دارم
امروز
فهمیدم که زندگی خراب است آروز سراب است امروز فهمیدم که گل ها هم می
توانند سنگدل باشند وشمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود
بسوزانند اره همه میتونند اینطوری باشن
خدا
میدونه که من :فقط تو رو دوست دارم, خدا میدونه که تو تنها عشق منی!خدا
میدونه که فقط تو رو می پرستم !خدا میدونه که من این آف رو تا حالا واسه
چند نفر فرستادم
اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن
اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمی کردی
خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم تمام اشکهایم رابرای به دست آوردنت ریخته بودم
زندگی
زیباست حتی اگر کور باشی ? خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است
حتی اگر فلج باشی? اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی...
عشق مرگ نیست زندگی است. سخت نیست عین سادگی است. عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است.
رنگ
قرمزرا دوست دارم چون رنگ خون من است...... خون را دوست دارم چون در قلب
من است .......قلبم را دوست دارم چون نام زیبای تو درون آن است
زندگی
کوتاهتر ازآن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند
آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست برود باگریه
جبران نمی شود فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم
هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست
بیچاره همه ی چیزایی که دلشون چیزای بزرگ می خوای................مثل دل من که تورو می خواد
به جرم اینکه خیلی ساده بودم به زندان دلت افتاده بودم.اگر چه حکم چشمات ابدی بود.برای مرگ هم اماده بود
دقت
کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ...
خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ...
منم یکی هستم
چقدر لباس سیاه به تو می یاد اگرمی دانستم زودتر می مردم
به
قندی دلخوشم لبهای شیرینت کجاست؟ غصه خوردن تا مرا از اشتها انداخته حکم
از تو من ببازم یا تو می خواهی ببر عشق تاس قسمت ما را کجا انداخته؟
شکست
عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری وچه زود گذشت بهار بود و تو
بودی وعشق بود و امید، بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
تو
که در هر جائی ! کجا پیدایت کنم ؟! در قلب کدام با سخاوت دور دست ؟! در
دستان کدام گدای عاشق ؟! در چشمان کدام منتظر بی پناه ؟! در دهان کدام شاعر
گنگ پریشان ؟! و در جای پای کدام رهگذر غریب
زیر سیگاری با اینکه می دونه سیگار همیشه دلشو می سوزو نه بازم اونو تو دلش جا می ده زیر سیگاریتیم رفیق
می گویم شاید بین ما هیچ نبوود جز اوهام .....هیچ را زیر هیچ نوشتیم و کم کردیم.............جز هیچ نشد حاصلمان..... رها
کاش
بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من
زندگی این گونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از
دریا نبود
مردها مثل « نوزاد » هستند در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید
دوست
دارم یه سنگ بردارم و روی اون بنویسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبم
توی سرت تا بفهمی که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش میکنیم
از مسیری که به داشتن رد قدمهایت مفتخر است ...
و
نفس میکشم از هوایی که هنوز عطر نفسهایت را نفس میکشد ...

بـــه خــــدای فـــاحشـــه گـــان تقـــدیم میکنــــی
آخــرمــــن "بـــاکـــره"
کجـــا لیـــاقــــت شعـــر عاشقــانـه را داشتــــم
مــــن ازآنـــ روز تنهـــا مـــانــــدم
کــــه"هــــوس"
نقـــــاب مــــردان خــــدا را بـــر چهـــره گـــذاشـــتت !!!



و چشم انتظار تو و
سراپا تو!و چشم انتظار تو و
سراپا تو!


غم آوارگی و دربدری
غم تنهایی و خونین جگری
قاصدک وای به من " همه از خویش مرا می رانند".
همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند
مادر من غم هاست
مهد و گهواره ی من ماتم هاست
قاصدک دریابم! روحم عصیان زده و طوفانیست....
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج ...
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...
اگر عشق نبود؛...
کودکان گل فروش را می بینی؟
مردان خانه به دوش
دخترکان تن فروش
مادران سیاه پوش
... ... واعظان دین فروش
محرابهای فرش پوش
پسران کلیه فروش
زبان های عشق فروش
انسان های ادم فروش
همه را میبینی ؟
می خواهم یک تیکه آسمان کلنگی بخرم،دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد
۱. اگر هدیه است، و نشانهی مهر و صداقت، چرا زنان هم به مردان ندهند، تا نشانهای باشد از مهر و صداقتشان.
۲. اگر هدیه است، چرا ۹۹ درصد آن پس از نابودی عشق و علاقه، و جدائی از هم، به زنان داده می شود، آن هم به زور قانون.
۳. اگر هدیه است، چرا وقتی کسی قادر به دادن آن هدیه!! نشد، او را به ضرب قانون دستگیر و روانهی زندان میکنند.
۴.
اگر هدیه است، چرا این همه زیاد!! و چرا این همه چانهزنی و لابی کردن
درونخانوادگی و برونخانوادگی!! برای بریدن گوشهای از این هدیه!
دکتر علی شریعتی
اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتنی هاستآن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند، تو به دنبال نگاه زیبا باشهر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند
در
بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و
خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.. ( دکتر علی شریعتی )
| Design By : Pars Skin |






















